تبليغاتX
ღ♥ღღ♥ღJust For Youღ♥ღღ♥ღ
 
منوي اصلي
صفحه اول
پست الکترونيک
آرشيو مطالب

نویسندگان
  مرصاد
  باربد
  ریحان


آرشیو ماهانه
  87/12/01 - 87/12/30
  87/10/01 - 87/10/30
  87/06/01 - 87/06/31
  87/05/01 - 87/05/31
  87/04/01 - 87/04/31
  87/02/01 - 87/02/31
  86/12/01 - 86/12/29
  86/11/01 - 86/11/30
  86/10/01 - 86/10/30
  86/09/01 - 86/09/30


جستجوگر




 

 تبلیغات




  داستان زندگی سینوهه پزشک زمان یوزارسیف

سلام من دوباره اومدم اما اینبار با یه داستان جالب

این داستان ۴۳ فصله که هر فصل دو قسمته و من هر هفته یه قسمتشو براتون تایپ میکنم.

دیگه این که این پزشک دو سه بار با یوسف ملاقات کرده اما از ترس مرگ تو این کتاب اسمی از یوسف نبرده یا شایدم مترجم کتاب اونو طور دیگه ترجمه کرده.

به هر حال از خدای آتون(خدای یوسف)اسم برده و حتی جنگ بین معبد آمون و آخن آتون ولی چیز هایی تو سریال یوزارسیف دروغه یا بهش اشاره نشده که من تو این کتاب واستون نوشنم دیگه این که هرچی نوشته شده جنبه ی تاریخی داره و من هیچی از خودم در نیاوردم.

در ضمن خواهشم این مطلب رو ندزدین اگه خواستینش به خودم بگین تا با یه مطلب باتون تبادل کنم. مرسی از حضور گرمتـــــــــــــــــــــون

 


داستان زندگی سینوهه طبیب مشهور مصر

مقدمه ی کوتاه نویسنده

نام من سینوهه است و من این کتاب را برای مدح خدایان نمینویسمزیرا از خدایان خسته شده ام من این کتاب را برای مدح فراعنه هم نمینویسم زیرا از فراعنه هم به تنگ آمده ام.

من این کتاب را فقط برای خودم مینویسم بدون اینکه در انتظار پاداش باشم یا بخواهم اسمم را در جهان باقی بگذارم.آنقدر در زندگی از فرعون ها و مردم زجر کشیده ام که از همه چیر حتی امیدواری نام جاوید سیرم.من این کتاب را برای این مینویسم که خود را راضی کنم و تصور میکنم که یگانه نویسنده باشم که بدون هیچ منظور مادی یا معنوی کتابی مینویسم.هرچه تا امروز نوشته شده یا یرای این بوده که به خدایان خوش آمد بگویند یا برای این که انسانرا راضی کنند.من فرعون را جزو انسان میدانم زیرا آنها با ما فرقی ندارند و من این موضوع را از روی ایمان میگویم.من چون پزشک فرعون های مصر بودم از نزدیک شب و روز با فراعنه حشر و نشر داشتم و میدانم که آنها از حیث ضعف وترس و زبئنی و احساسات قلبی مثل ما هستند.حتی اگر یک فرعون را هزار مرتبه بزرگ کنند و او را در شمار خدایان در آورند بازم انسان است و مثل ما میباشد.آنچه که تا امروز نوشته شده به دست کاتبینی تحریر گردیده که مطیع امر سلاطین بودند و برای این مینوشتند که حقایق را دگرگون کنند(ولی خودش از یوسف هیچ حرفی نزده و فقط اسم خدای آتون رو آورده)من تا امروز کتابی ندیده ام که در آن حخقیقت نوشته شود.در کتابها یا به خدایان تملق گفته اند یا به مردم یعنی به فرعون.دراین دنیا تا به امروز در هیچ کتاب و نوشته ای واقعیت نوشته نشده است ولی تصور میکنم بعد از این هم در کتاب ها حقیقت وجود نخواهد داشت.ممکن است که لباس و زبان و آداب و رسوم و معتقدات مردم عوض شود ول ی حماقت آنها عوض نخواهد شد و در تمام اعصار میتوان بوسیله ی گفته ها و نوشته های دروغ مردم را فریفت.زیرا همانطور که زنبور عسل را دوست دارد مردم هم دروغ و ریا و وعده های دوغ که هیچ گاه عملی نخواهند شد را دوست دارند.(البته این مختصری از این مقدمش بود اگه بخام همشو بنویسم خیلی میشه)

برای خوندن فصل اول برین ادامه ی مطلب



+| نوشته شده توسط مرصاد در چهارشنبه 1387/12/28 و ساعت 3:2 بعد از ظهر      ادامه مطلب 

  خوب بخونش

قشنگ همه ی مطلبا رو بخون بعد نظر واقیی تو بگو

?!OK

جون مرصاد هر کی میخواد لینک بشه بره

عضو خبر نامه بشه

 



+| نوشته شده توسط مرصاد در دوشنبه 1387/10/30 و ساعت 6:47 بعد از ظهر     

  بازم دردسر

دیروز یه دختر خانمی اومددم در خونمون  زنگو زد منم اف امو بر داشتم

گفتم :بفرما

گفت:شما آقا مرصادی

گفتم :بله بفرمایید

گفت :مامانت خونس

گلاب به روتون ما از ترس ریدیم تو خودمون

گفتم :چیکارش داری

گفت :خصوصیه

منم شده بودم عین همین علامت تعجب!

به خودم گفتم یا ابولفضل

مامانم از تو اتاق داد زد :مرصــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاددد!!!!!!!!!

به اته ته افتادم گفتم :ب ب ب ب بله خوب چ چ چ چ چرا مبزنی

مامانم گفت :کیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

گفتم با شما کار دارن

مامانم چادرشو بست به کمر         رفت دم در

گفتم خدا به خیر کنه

رفتم یه گوشه نشستم

گفتم حالا میاد دیدم خیر!!!!!!!!!!!!!

5min

نه نیومد

10min

اه چقدر خرف میزنن

15min

20min

25min

30min

خورتون که میدونین این زنا وقتی رودشون گره بخوره دیگه باز نمیشه

خلاصه بازم نیومد!!!!!!!!!!

۳۵min

40min

45min

50min

55min

60miصبر کـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن!!!

جون مادرت دیگه سرم گیج رفت

خلاصه دلم تاب نیاورد رفتم اف امو برداشتم

داشتن میخندیدن

به خودم گفتم

اااااااااااااااااااا یهو چی شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

مامانم فهمید که من دارم گوش میدم

گفت مرصاد اف امو بزاااااااااااااااااااااااااااااار

گزاشنمو بعد خدا خواستو مامانم اومد بالا

دیدم داره چپ چپ نیگا میکنه مثل بید میلرزیدم گفتم آخه من که کاری نکردم

گفت :این خاستگارت بود

تازه فهمیدم اوضا از چه قراره

گفتم :از کی تا حالا دخترا میرن خاستگاری

گفت :نه خیر تو میری خاستگاریش

گفتم :اگه نخواستم

یهو دیدم یه ملاقه اومد فرق سرم

آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآخخخخخخخخخخخخخخخخخ

مگه زوره

گفت بله که زوره

خلاصه فرداش رفتیم با بابا بیرونو من به بابام گفتم زن نمیخوام

وبعد اون با غضب پیاده شد و در عقب رو باز کرد دو تا مشت پیاده کرد

ما کبود شدیمممم و بعد در رفتیم

حالا هم دیشب تا حالا خونه نرفتم سک و سوزتمم داقونه

واسم دعا کنین!!!!!!!!!!!!

بابا من زن نمیخوامممممممممممممممممممممم



+| نوشته شده توسط مرصاد در شنبه 1387/06/30 و ساعت 1:37 بعد از ظهر       

  نامه ی یک فاحشه

                           

برین بخونین به خدا من که بغضم ترکید

قول میدم متحول شید

برو ادامه ی مطلب



+| نوشته شده توسط مرصاد در شنبه 1387/06/30 و ساعت 1:3 بعد از ظهر      ادامه مطلب 

  many 4 u

بابا جونه تو ما اینیم

ببین آشپزیم بلدمااااااااا

اره من زن زلیل و مرد زندگیم

اینجا با بروبچ رفته بودیم شمال



+| نوشته شده توسط مرصاد در دوشنبه 1387/05/07 و ساعت 0:25 قبل از ظهر       

  just 4 you

سلام برو بچ اره دوباره اومد

به قول بعضیا:

رفته بودم فضا ولی بر گشتم         هنوزم تو این بازی به من میگن سرلشگر

ای بابا خیلی نامردینااااا تا دیدین آپ نمی کنیم پیچوندین ماروووو

مخصوصا بروبچ رفیق فاوووو

حج ریحون خیلیییییییییییییییییییییییییییییییی نامردییی

حالا مثلا تو تو وب ما نویسنده ایییییییییی

اونوقت قشنگ ما رو میپی چونیییییی

حالا بی خیخی ما از این نا رو هاا زیاد خوردیممم

خوب میگم دوباره سلام

سلام بز همه ی دختر ترشیده هاااا و پسر گندیده هاااا

حالتون چطوریاس جیگر

خیلی مخلصیم همتونو دوست دارمم ولی مردونگی کنین نظر بارونش

کنینااا!!!!!!!!!!!!۱۰۰۰۰۰۰۰۰ بار میگم مرسیییییییییییییییییی



+| نوشته شده توسط مرصاد در یکشنبه 1387/05/06 و ساعت 4:40 بعد از ظهر       

  †این بار ماله پسراس بدویین بیاین†

یه نظر شما یه پسر خوب چه پسریه†

یه پسر خوب پسریه که کنه نباشه

یه پسر خوب پسریه که تیپش جواد نباشه(منظئر پیراهن یقه دار سفید با شلوار پارچه ای)

یه پسر خوب پسریه که از خود راضی نباشه

یه پسر خوب پسریه که سوار سر دوستاش نباشه

یه پسر خوب همیشه سر و وضعش مرتبه

یه پسر خوب هیچ وقت بیشتر از ۴۵ مین تو حموم نمیمونه که مامان باباش بهش شک کنن فردا نزارن بره تو کوچه

یه پسر خوب برا این که دختر سوار کنه بابایه بیچارشو مجبور نمیکنه ماهی یه بار لاستیک چرخ ماشینشو عوض کنه(منظور دریفت یا به قول جوادا دستی کشیدن بود)

یه پسر خوب با دختر خوب دوست میشه(فلسفه ی دختر خوب رو یه بار گفتم)

یه پسر خوب هیچ وقت غرورشو زیر پا نمیزاره به زیدش بگه دوست دارم

یه پسر خوب هر موقع یه نفر عاشقش میشه بلده درست کلاس بزاره

یه پسر خوب هیچ وقت بلند و بی موقع مخصوصا جلوی دخترا نمی خنده

یه پسر خوب بلده چجوری دختر تور بزنه

یه پسر خوب همیشه به حرفه رفیقاش گوش میده(مثلا وقتی دوستش میگه خاک تو سرت این دختره زشته نمیگه قیافه مهم نیست)

یه پسر خوب وقتی از باباش کتک خورده میره پیشه زیدش نمیگه توپ گلف خورده تو چشمش

یه پسره خوب قرار میزاره ولی نمیره سر قرار(ای جیگرم خنک میشه وقتی این کارو میکنه)

یه پسر خوب هر وقت یه نفر میگه دوست دارم بی تفاوته(اگه بلد نیستس یادت میدم راحت بگو میدونم)

یه پسر خوب هیچ وقت با پیکان داف بر نمیزنه

یه پسره خوب هر وقت برا زیرش تاکسی میگیره نمیگه کمریم پنچل شده

یه پسر خوب ۱۰۰۰دوست دختر داره ولی ۱ زید فاوریک نداره

یه پسر خوب فقط یه زید فاوریک داره(این جنبش با قبلیه فرق داره بستگی داره چه جور پسر خوبی باشی)

یه پسر خوب تو تیکه انداختن جلو دختر خوب کم نمیاره

یه پسر خوب خوشمزس(وای مثله من)

یه پسره خوب پر از انگشترو پلاکه

یه پسر خوب عقده ی داف نداره

یه پسر خوب جواد بازی در نمیاره(سر دخترا کرم نمیریزه)

یه پسره خوب به هر دختر خوبی که نظر گذاشت یه جایزه میده

 

 اگه دوست داري عميق ترين ، طولاني ترين ، آتشي ترين و قوي ترين بوس دنيا رو تجربه كني بيا پيش خودم تا لباتو بذارم رو لوله ي جارو برقي



+| نوشته شده توسط مرصاد در یکشنبه 1387/04/23 و ساعت 5:2 بعد از ظهر       

  just 4 you

حالا یه مطلبه با حال

به نظر تو یه دختر خوب چطوریه؟

یه دختر خوب هیچوقت زودتر از اینکه از شیر بگیرنش عاشق نمیشه یه دختر خوب بیشتر از 3 ساعت توی حموم نمیمونه
یه دختر خوب به خاطر بعضی مسائل چترش را باز نمی کنه
یه دختر خوب وقتی بلد نیست رانندگی کنه چرا باید زور بزنه و با گل پسرا کل کل کنه
یه دختر خوب توی روی مامانش وانمیسته و به خاطر قراری که داره (و سرکاره) 100000 تا دروغ نمیگه
یه دختر خوب از مثلاً 6 ساعت وقت کلاس خودش 5 ساعتش رو نمی پیچونه
یه دختر خوب یواشکی دست تو جیب باباش نمیکنه
یه دختر خوب به خاطر اینکه بهش گفتن بی ادب گریه نمی کنه
یه دختر خوب جو نمیگیرتش و زود خودشو مثل بنگاهها به نمایش نمیزاره
یه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمی داره بندازه رو سرش مثل روسری
یه دختر خوب عقده هاش رو با فرار از خونه خالی نمی کنه
یه دختر خوب با همسایشون که خوشگل تره لج نمیشه
یه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش که پر از جوش و ککه باباشو اونقدر تو خرج نمی ندازه
یه دختر خوب وقتی بهش نگاه نمی کنن خود نمایی نمیکنه (به راههای مختلف) باز هم نکته تستی
یه دختر خوب باباش هر چی بگه گوش می کنه نمیاد پیش مامانش ننه من غریبم بازی درآره
یه دختر خوب بیشتر از 10 دقیقه توی دستشويي نمی مونه - نکته مهمتر از کنکور
یه دختر خوب هیچوقت بدون گواهینامه رانندگی نمیکنه که بعدش که گرفتنش اشک تمساح بریزه
یه دختر خوب به خاطر منافع خودش حق خواهرش رو ضایع نمی کنه
یه دختر خوب وقتی معنی ترانه های خارجی رو نمیدونه مجبور نیست که واسه کلاس اونا رو گوش بده
یه دختر خوب توی قرار با پسر کلاس زورکی نمی آد و پدر کارمند بیچاره اش رو مدیرعامل و رئیس قلمداد نمی کنه
یه دختر خوب دیگه به دختر افغانی ها حسودی نمی کنه
یه دختر خوب وقتی از پسری خوشش اومد و داشت از حسودیش می ترکید 10000 تا عیب و ایراد روی پسر نمی زاره
یه دختر خوب شب زود نمی خوابه که صبح زود بیدار بشه که بتونه صافکاری و نقاشی کنه
یه دختر خوب خودش رو زوری توی دل کسی نباید راه بده
یه دختر خوب برای اینکه مورد توجه قرار بگیره اسمشو عوض نمیکنه - صغرا= هانی - کبری= مانی
یه دختر خوب برای اینکه توی مهمونی تحویلش بگیرن قیافه نمیگیره و ادای آدم پولدارارو در نمیاره
یه دختر خوب پشت سر حتی حیوانات هم غیبت نمی کنه
یه دختر خوب از دماغ فیل نمی افته که نه؟
یه دختر خوب از اجرای هر گونه قرقره بازي( جت اسکی اسکیت و امثال اون ) در مقابل پسرها خودداری می کنه
یه دختر خوب با 25897 نفر که تیریپ نمیریزه
یه دختر خوب اولاً دوچرخه سواری نمی کنه حالا می خواد بکنه بكنه جنبه هم داشته باشه
یه دختر خوب توی مسافرت به خاطر کسی که روش کلید کرده، باباشو توی منگنه قرار نمی ده که بابا تندتر برو
یه دختر خوب عکسهای پسر خوشگلا مانند حمید گودرزی شادمهر عقیلی و ............ محمدرضا گلزار رو به در و دیوار اتاقش نمی چسبونه
یه دختر خوب سوار هر ماشینی نمیشه پیکان 47 و امثال آن
یه دختر خوب وقتی لباس آنچنانی برای خودنمایی ندارد از دوستاش قرض نمی کنه
یه دختر خوب راه به راه از اون کوفتیا نمیماله که فردا هم سرطان بگیره و انتظار ترحم داشته باشه

يه دختر خوب هر روز از آپ شدن وب من با اطلاع ميشه

يه دختر خوب بعد از خوندن اين متن نظرشو واسم ميفرسته



+| نوشته شده توسط مرصاد در جمعه 1387/04/14 و ساعت 4:56 بعد از ظهر       

  سلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــام

با عرض سلامي به بلندي بيل!

به محكمي كلنگ!

به گردي استانبلي!

به سرعت فرغون!

به تيزي شاقول!

به انعطاف پذيري طناب!

به لبريزي دوغاب!

به سختي سيمان!

به صافي ماله!

به وسعت بشكه!

به معرفت عمله!

به قدرت كارگر!

به ظرافت گچ كار!

به لطافت معمار!

به شجاعت صاحب كار!

به رشادت مهندس!

به صلابت جوشكار!

به محبت صافكار!

به رفاقت همكار!

به سر كار گذاشتن توي بيكار


خوب دیگه چه خبرا

بابا امروز معلمم پرتم کرد بیرون

معلم ریاضی اوه چه کسی یه اوبوهتی داره

من به خدا کاری نکردم اومدم پنجره کلاسو ببندم همه گفتند نبند

اومدم دوبتاره بازش کنم گفتند ببند خلاصه کلاس ریخت به هم بعد

معلم گفت مرصاد پاشو بیا اینجا رفتم گفت اینا که نوشتی کو گفتم نمیدونم

جوهرش تبخیر شد با اوردنگی پرتم کرد بیرون

مدیر می خواست اخراجم کنه بعد خود معلم وساطت کرد

دمش گرممم اینو میگن معلم



+| نوشته شده توسط مرصاد در دوشنبه 1387/02/02 و ساعت 5:17 بعد از ظهر       

 

این شعریه که یه بدبخت شکست خورده از عشق سروده:


چرا خورشید می تابد                       چرا هنوز بیدارم

             چرا شب و روزم تلخ است                         چرا عاقبتم مرگ است

چرا درد هایم بی همتا                    چرا شب هایم بی مهتاب

             چراروزم سیاه است                                  چرا مرگم در راه است

جرا من اینقدر خرم اینقدر از ننش فوش خوردم آدم نشدم

خاک تو سرم                           خاک بر سرم

وای دوباره ننش اومد                 مثله این که باید در برم


ببخشید اون قسمتهایه آخرش باید سانسور میشد

از شاعر این شعرم ممنونیم

 


اینم وقتیه که همون شاعر می خاسته با دختره دوست بشه از رفیقش آمارشو می خواسته


چرا خورشید می تابد هنوز                جونه مادرت آمارشو بده حسود

          چون میخوام برم باهاش...دسترسی به این

 

قسمت وبلاگ امکان پذیر نمی

باشد


ببخشید دیگه تقسیر من نبود تندی فیلترش کردن

+| نوشته شده توسط مرصاد در چهارشنبه 1386/12/22 و ساعت 1:29 قبل از ظهر       

  گریم میاد

ببین دلم گرفته

چرا خورشید میتابد.چرا بارن نمی آید چرا دلم تنگه چرا تودلم جنگه چرا عاشق شدم چرا یکی رو دوست دارم چرا از عشق می گم اصلا عشق یعنی چی؟یعنی مرض هان شاید سره کاری

تا حالا شده یکی رو دوست داشده باشی بعد اون ترکت کنه منو کسی ترک نکرده ولی دور از جون گلاب به روتون یه گهی خوردم یه زری زدم حس میکنم میزان علاقش نسبت به من کم شده حالا بگذریم داشتم میگفتم تا حالا شده یکی رو دوست داشده باشی بعد اون ترکت کنه اگه تا حالا نشده بگو اگه بشه چیکار می کنی اگرم شده که بگو حالا باید چیکارش کنی

                                                                                   



+| نوشته شده توسط مرصاد در شنبه 1386/11/06 و ساعت 3:41 بعد از ظهر       

  دلم برات تنگ شده....

دلم برات تنگ شده.....اما من...من ميتونم اين دوري رو تحمل كنم... به فاصله ها فكر نميكنم ...... ميدوني چرا؟؟ آخه... جاي نگاهت رو نگاهم مونده.....هنوز عطر دستات رو از دستام ميتونم استشمام كنم....رد احساست روي دلم جا مونده ... ميتونم تپشهاي قلبت رو بشمارم...........چشماي بيقرارت هنوزم دارن باهام حرف ميزنن.......حالا چطور بگم تنهام؟؟چطور بگم تو نيستي؟؟چطور بگم با من نيستي؟؟آره!خودت ميدوني....ميدوني كه هميشه با مني....ميدوني كه تو،توي لحظه لحظه هاي من جاري هستي....آخه...تو،توي قلب مني...آره!تو قلب من....براي همينه كه هميشه با مني...براي همينه كه حتي يه لحظه هم ازم دور نيستي...براي همينه كه ميتونم دوريت رو تحمل كنم...آخه هر وقت دلم برات تنگ ميشه...هر وقت حس ميكنم ديگه طاقت ندارم....ديگه نميتونم تحمل كنم...دستامو ميذارم رو صورتم و يه نفس عميق ميكشم....دستامو كه بو ميكنم مست ميشم...مست از عطر ت. صداي مهربونت رو ميشنوم ...و آخر همهء اينها...به يه چيز ميرسم.....به عشق و به تو.....آره...به تو....اونوقت دلتنگيم بر طرف ميشه...اونوقت تو رو نزديكتر از هميشه حس ميكنم....اونوقت ديگه تنها نيستم
حالا من اين تنهايي رو خيلي خيلي دوسش دارم.. به اين تنهايي دل بستم...حالا ميدونم كه اين تنهايي خالي نيست...پر از ياد عشقه.. پر از اشكهاي گرم عاشقونه ...



+| نوشته شده توسط ریحان در چهارشنبه 1386/11/03 و ساعت 4:41 بعد از ظهر       

  دارم میمیرم از عشق...................

دلمممممممممممممم شکسته خفن

جون هرکی دوست

داری منو کمک کن

هم اکنون نیاز مند یاری سبزتان هستیم

مگه مریز بودم عاشق شدم

بگو پسر مگه مریض بودی عاشق شدی

میدونم من از وقتی به دنیا اومدم رو پیشونیم نوشتن

بدبخت ترین عاشق دنیا

یکیی به دادم برســــــــــــــــــــــــه

نیاز به درد و دل دارم



+| نوشته شده توسط مرصاد در چهارشنبه 1386/10/26 و ساعت 3:36 قبل از ظهر       

 




+| نوشته شده توسط ریحان در یکشنبه 1386/10/16 و ساعت 2:24 بعد از ظهر       

  ازدواج اینترنتی.......


ازدواج اینترنتی..........

عروس خانم دوشیزه shirin_sooskesiah آیا وکیلم شما را به مهر :

گوگل عدد سکه بهار آزادی ( گوگل عددی است که تشکیل یافته از 1 و هزار صفر جلوی آن : ........... 100000000 )

یک وب کم

سند یک سایت اینترنت اختصاصی دات کام

یک مودم DSL

اینترنت پرسرعت به اندازه طول عمر نوح!

LCD و شمعدان

یک هدست بی سیم

چهارده روم اختصاصی به نیت چهارده ...

پنج گیگا بایت میل باکس اختصاصی به نیت پنج ...

به عقد دائم آقای feri_ferferi در بیاورم ؟



جمعیت : عروس رفته آف هاش رو چک کنه!!!

حاج آقا : برای بار دوم آیا وکیلم ؟

جمعیت : عروس رفته ویروس کش آپدیت کنه!!

حاج آقا :!!!BUZZ , برای بار سوم خفم کردی آیا وکیلم ؟

عروس : با اجازه بزرگترهای Room بله!




+| نوشته شده توسط مرصاد در چهارشنبه 1386/10/12 و ساعت 7:19 بعد از ظهر       

مطالب گذشته

داستان زندگی سینوهه پزشک زمان یوزارسیف
خوب بخونش
بازم دردسر
نامه ی یک فاحشه
many 4 u
just 4 you
†این بار ماله پسراس بدویین بیاین†
just 4 you
سلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــام
گریم میاد
دلم برات تنگ شده....
دارم میمیرم از عشق...................
ازدواج اینترنتی.......

درباره


نام: مرصاد
شهرت: آواره
شغل: گدای محبت
جرم: به دنیا آمدن
اتهام: سکوت
خوراکم: اشک
نورم: شمع
کوله بارم: حسرت
دلم: خون
وطنم: غربت
یارم: تنهایی
قلبم: شکسته
چشمانم: گریان
***********************
***********************
تنهایی

دوست دارم، شمع باشم تا خود تنها بسوزم در پی ات حیران بگردم در غمت چون شمع بسوزم
دوست دارم، هاله باشم،تا ببوسم روی ماهت یا شوم پروانه از شوق تو بی پروانه بسوزم دوست دارم ماه باشم،تا سحر بیدار باشم. یا چو مشعل بر سر راهت در این صحرا بسوزم
دوست دارم، سایه باشم تا در آغوشم بخوابی چشم دوزم بر خجالت زان رخ گیرا بسوزم
دوست دارم، ژاله باشم من به خاک پایت افتم تا چو گل شاداب باشی و من از گرما بسوزم........!!!........!!!...؟ دوستت دارم
***************
*******
****
**
*
(*هر کس که تو را از من بگیره شب تب کنه و سحر بمیره*)

barbod_iijjii@yahoo.com
Mojazat_hiphop@yahoo.com
Malfoyy_fashen@yahoo.com
کسی با این آخری تماس گرفت با مرصاد طرفه!!!


موضوعات
  سینوهه پزشک زمان یوسف

لینکستان
قالب وبلاگ
علی جون
مریم جونم
پامیدا
هدیه
ستاره جون
عاشق دل شکسته
آفاق
سکوت عشق
دوست گلم
دوست دخترم
دختر نازنيني است
shy gir
دوست گلم
ستاره(تک ستاره عاشق)
بهار (صلیب عشق)
ماتینا
۩۩ مدل مو ۩۩
ミ★ミاو رفت تا بماند


پیوندهای روزانه
قالب وبلاگ
بهترین فیلتر شکن
انواع ترانه ها و موزیک ها
یوونتوس تورین
بهترین دانلودها
بهترین وبلاگ برای طرفداران استقلال
آرشيو پيوندها

اضافات

لينك Rss
پیام نگار
نظر سنجی
شمارنده
خبر نامه





Powered by WebGozar






Template designed by : ParsTheme Group

All Rights Reserved 2007-2008

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا

منبع کد اهنگ مینوس

بهترين کدهای موزیک و بهترين دانلودها در مينوس